خرید بک لینک
> اوهه اوهه ... ببین چه گرد و خاکی .... اوهه اوهه ... بیشتر از شش ماهه که ننوشتم ... البته اینجا :) ....

خب میدونید بیشتر از یک ماهه اینستا عضو شدم.... تلگرام و انار هم که چند ماهی میشه نصب کردم ... واسه همین کمتر میام به دنیای وب ... البته بلاگفا کمتر از همه جا میام ... دلم رو زد ... چکار کنم ؟؟؟

خیلی وقته دیگه کسی اینجا نمیاد :)

میومدم سر میزدم اما حال نوشتن نداشتم .... :)

> این آخر سالی داداش بزرگه زیاد حالش خوش نیست .... :( ان شاء الله هر چه زودتر حالش خوب خوب شه .... ان شاء الله ...

> دانشگاه هم نزدیک 2 سال دیگه بیشتر نمونده ... دوره ی کارشناسی ... چه زود داره تموم میشه .... انگار همین دیروز بود خوشحال بودیم ترم اولی نیستیم ... حالا شدیم ترم شش .... هوووففف ...

البته با این وجود تو دانشگاه بعضی وقتها فکر میکنن ترم یکی ام :|| همین ترم پیش بود فکر کنم از کنارم رد شدن و بوق زدن ... :|||

حالا نمیدونم چی بگم !! مورد داشتیم پرسیدن کلاس چندمی ؟! !!! :))))))

بعله اینجوریاس !!

حتی در سن 21 سال و 4 ماه و 20 روزگی هم 18 ساله بنظر میام حتی چه بسا کمتر... مثلا 14 ساله :))))))

> از شنبه دیگه دانشگاه نرفتم :))) خوبه !! خوش میگذره !! :))

> این ترم 21 واحد دارم و هر روز هفته کلاس دارم حتی پنجشنبه ها !!! مگه داریم آخه بهتر از این ؟؟!؟!

> امسال تو دانشکده هم بچه های انجمن خودمون هم بچه های انجمن مرمت سفره هفت سین چیدن و واقعا حال و هوای دانشکده جالب بود .... مخصوصا پنجشنبه (20 اسفند) که کلی عکس گرفتیم با بچه ها و دو تا از استادهای عزیزم که عاشقشونم :)) یک روز پر از عکس رو تجربه کردم :))

> خیلی اتفاقها تو این شش ماه افتاده ...

تجربه های جالب مثل سفر دو ،سه روزه ی اصفهان با یه سری از بچه ها که واقعا تجربه ی خیلی خوبی بود ...

نامزد کردن یکی از دوستهای تقریبا صمیمی که منو حانیه بعدش فهمیدیم و خودش بهمون نگفت و ناراحت شدیم...

اولین سالی که نه کیک تولد داشتم و نه شمع 21 سالگی رو خاموش کردم :)))

خبرهای ناراحت کننده ای که شنیدم .... :( و اذیت شدنها و اشک ریختنهای ناتمومم سر نمره ی طرح :))))

خبرهای خوشحال کننده و بیرون رفتنها با دوستهای دبیرستان و دانشگاه :)

همه و همه خاطره شدن و خداروصد هزار مرتبه شکر که هنوز خدا ازم فرصت نفس کشیدن و دیدن طلوع خورشید و راه رفتن و شنیدن و .... خیلی چیزهای دیگه ای که بی منت بهم داده رو نگرفته :)

> سال 94 هم دیگه داره تموم میشه و همه ی خاطرات خوب و بدی که تو این یک سال رقم خورد رو هم باخودش میبره ... خاطره هایی که ممکنه فراموش بشن یا همیشه تو ذهنمون بمونن ....

شاید بهترینها و به یادموندنی ترینهاش برای من ، هر دو تا سفر تابستون و سفر اصفهان بود ...

> اوووممممم دیگه این هم پست دیروزم تو اینستا:

شعرش از احمد شاملو :)

عکس هم یک قسمتی از سفره ی هفت سین مرمت و خودم :)))))))))))))

> سال نوتون پیشاپیش مبارک :) بعد سال نو شاید هم قبلش دوباره اومدم :))

> اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برچسب: اخرین روز نمایشگاه کتاب سال 94, نویسنده: کیان امینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:59

صفحه بندی